Skip to playerSkip to main content
  • 5 days ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım
Transcript
05:03نه
07:33انها رو ببین
07:35دارن رسطوران فرار میکنن
07:42آیدن میترسه
07:44عیفر آرومه عشقم
07:46کاملا آرومه
07:48آهان
07:50ولی
07:51الان وقت حساب رسی هستش
07:53خانوما
07:54براحتی نجات پیدا نمی کنید
07:57تو ترکی به هش چی میگفتن
08:00قصص مقابل قصص
08:01قصص
08:02قصص
08:03قصص
08:04دوره بابا
08:05من متوجه نمیشم
08:08چند شب پیش اومدن و هرچی پرسیدن
08:10ما جواب دادیم
08:11الان چرا اینجایی؟
08:12میگران نباش ملو چیزی نمیشه
08:13سرکانمون جاست
08:14وکیلامون جاست
08:15قضیه رو حلش میکنن
08:16آروم باش
08:17ببین درم
08:19داداش خیر باشه چی شده؟
08:24قضیه چیه؟
08:24قرار از هاریه بگیرن و بریم
08:27همین
08:27چیز خاصی نیست
08:28اگر چیز مهم نیست پس چرا اینجایی؟
08:31ملک چون که
08:33آیفر خانم توی رابطهی با الیکس راستگو نبوده
08:38صادق نبوده
08:39اینه
08:40یعنی امنی من مقصره و مادرتون هیچ کار است
08:43من منظورم این نبوده دا
08:45ولی کاش تو رابطهش یکم صادق بود
08:47اون وقت اینطوری مزقربازی در نمی اومد
08:49اگر متوجه نیستی
08:51میدونی که تو هم زیاد صادق نیستی
08:53ولی وقتی یک کاری میکنی حساب پس نمیده
08:55چی کار میشه کرد
08:56به وقتی تولیی چطوری قضیه اومد رو من ها؟
08:58متوجه نیستی چون به کارت نمیده
08:59مرده
09:00باشه باشه باشه باشه باشه باشه باشه باشه باشه
09:01خدا رو شکه تو کلانتری هستی
09:03تنها مقصر توی سر کن
09:05تو تنها مقصری
09:06چه ربتی داره یعنی چی من مقصرم
09:08باشه بابا ادا آروم باش
09:10ادا چی شده چرا حسبانی؟
09:12تو رستوران چیزی شده؟
09:13منو بوسید
09:14چی؟ چطور بوسید؟
09:16یادش اومد؟
09:18نه مله اومد منو بوسید برای این که یادش بیاد بوسیده
09:20ولی یادش نیمد
09:21به خاطر این که مغزشو اینقدر
09:23بوسیدیش؟
09:24هره همه چی بازی بوده همه چی
09:27یعنی داشته با دنیز بازی میکرده که من حسودی کنم
09:31عروسی و اینا همش دروغه
09:34همه همه
09:35ولی باید به زهنم میرسیده داشت
09:38من از کنم که فکر کردم
09:39اداس رود ازت منصرف شده
09:42نمیدونم
09:43این یارو چرا اینجوری میکنه؟
09:45چرا چرت و پرت میگه؟
09:47نمیفهمم
09:48دیگه هیچی نمیفهمم
09:50هیچی
09:51به نظارت اینو دارن در موردی چی عرف میزنن؟
09:54نکنه نقشه میکشن
09:55دیگه اصلا برای مهم نیست
10:01اصلا برای مهم نیست
10:02خسته شدم
10:03من منصرف شدم از این که منتظرم تا یادش بیاد
10:05خسته شدم از این که هر روز میبینمش
10:07خسته شدم
10:08دیگه منصرف شدم
10:09کجا میری ادا؟
10:12میرم هوا بخورم ملو
10:13دختر یه دقیقه بایست دار
10:14خواب تو
10:18با این اطلاعات الان میخوای چی کار کنی؟
10:21حتما میری به ادا میگی که همه چی رو میدونی
10:23و میدونی که بازی دارن
10:24نه نه نه نه نه
10:26اون باید خودش اعتراف بکنه
10:28و برای این که اعتراف کنه باید یه کارایی بکنم
10:31اینه دقیقه
10:32میخوای چی کار کنی؟
10:34خواب
10:35حالا زیاد مطمئن نیستم
10:37ولی یه فکرهای دارم
10:38ولی قرار با هم انجام
10:40باشه داده شرکاری لازم باشه انجامید
10:42من به پریل یه سنگی به سنمالان نگران شده
10:44خیلی دیره
10:45تو خودت همستم
10:45نره درست
10:46تا شبیرون میبینم ایس
10:47پس ادا داری با دنیز بازی میکنی
10:55میخواستم ببوسمت
10:59تا شاید یادم بیاتنیم
11:01شاید این حقم باشه
11:06ولی منم باید یه درس خوب بد بدن
11:10من اینجا دارم چی کار میکنم
11:15من اینجا دارم چی کار میکنم
11:15چرا تنهایی به خودم حقی زنم
11:17خدا که من همه عقلشون ات دست دادن
11:19با منک
11:20ببینم جران بهتری
11:24بهترم
11:27نمیدونم چی اینقدر نراحتت کرده
11:30نمیپرسه من میتونی راحت باشی
11:33نراحت شدم که نراحتی
11:35ولی خوشحالم که اومدی پیشم
11:37اصلا نمیدونستم باید کجا برم
11:41مشبور نبودی به این رسیدگی کنی
11:45ولی رسیدگی کردی
11:47مرسی
11:47نمیدونم چه سور باید ازت تشکر کنم فرید
11:51اگه میخوایی تشکر کنی تو هم خوبی کن
11:55اگه از دستم بر بیاد هست من انجام میدن
11:59جران
12:01یه روانش ناسی هست که خیلی ماهره
12:03حتی بعضی وقتا منم میرم پیششو حس خوبی به میده
12:07اگه میخوایی تو هم برو
12:08فکر کردم یه چیزی برای خود از بخوایی
12:14تو خوب باشی منم خوب میشم
12:16ازش برای فردا وقت بگیرم
12:21باشی
12:24آلیه
12:25خب پس
12:26تو رو خدا من که هیچی نفهمیدم
12:31سرکان سورپرایز آماده کرد
12:33رستوران رو رزرف کرد
12:35تو دیگه چرا عصبانی هستی ها؟
12:37اما یادش نمیاد
12:38یادش نمیاد انگار نه انگار
12:40میاد تو صورتم نگاه میکنه و میخنده
12:42بابا ما نمزد نبودیم که داشتیم ازدواج میکردیم
12:46ادا
12:47باشه راست میگی تو حق داری
12:50اما حرفی که میزنه اصلا طبیعی نیست
12:52ولی این که سرکان تلاش کرد و اومد از همون کمک خواست
12:56یعنی این که هنوز
12:57هنوز داره بهت فکر میکنه
12:59یه حصایی داره
13:00مگه نه؟
13:01جیای فیر تو هم یه چیزی بگو دیگه
13:02خب اگه حصی نداشته باشه چرا باید سورپرایز کنه؟
13:05بابا نه اینجوری نیست
13:06بدشم
13:07من نمیخوام سرکان بازم به هم علاقه من بشه
13:10یا نمیخوام بازم بیاد حسودی کنه
13:11من سرکان واقعی رو میخوام
13:13یعنی سرکانی که میشناستم و باهاش زندگی کردم و میخوام
13:17بابا ما خاطره داریم
13:18گذشته داریم با هم
13:20در حالی که هر خاطره برای من مثل جواهره
13:22و حتی دلم نمیاد بهش نصب زنم
13:24اون یادش نمیاد
13:25یادش نمیاد
13:26دیگه انساس میکنم
13:27یه چاقویی به قلبم زنم
13:29خیلی دلم شکسته
13:30نمیدونم باید چی کار کنم
13:33دیگه نمیدونم باید چی کار کنم
14:00چطوری ادامه بدم
14:01نمیدونم چطوری باید رفتار کنم
14:04میخوام منصرف بشم
14:06نمیتونم منصرف شم
14:07ادا
14:08اگه منصرف بشی چی میشه
14:10میتونی سرکانو فراموش کنی
14:11عشق واقعی رو که نمیشه از قلب پاک کرد
14:14یه هایی ناپدید نمیشه
14:16ببین درسته که ذهن سرکان
14:18تو رو به یاد نمیاره ولی
14:20قلبش هنوز تو رو یادش میاد
14:23تو میخوایی همه چیز یه هایی درست بشه
14:26درکت میکنم
14:27ولی بعضی چیزا آروم آروم اتفاق میفته و درست میشه
14:30ادا
14:31این که حافظش رو از دست داده گناه اون نیست
14:34مگه این مرد
14:37بهت نگفت که ست بارم به دنیا میامد
14:40هر ست بارا شدت میشد
14:42گفت
14:44خب
14:44مثل دیوونه ها بهت حسودی میکنه
14:47وقتی یکی رو پیشت میبینه دیوونه میشه
14:50هرچی هم که باشه آخرش خودش رو کنار تو پیدا میکنه
14:54اداجون
14:54عزیزم
14:56سرکان بازم داره عاشق تو میشه
14:59ادا
15:01اصلا منصرف نشو نه از سرکان
15:04نه از عشقت
15:06اصلا منصرف نشو
15:07باشه
15:08دیگه خودتو نراحت نکن
15:10ببین زمان میگذره
15:12بعدها وقتی اینا یادمون میابته
15:14با هم دیگه میشینیم میکیم و میخندیم
15:16خدایا خواهش میکنم
15:18این کار قدرتی برام نمونده که منتظر بمونم
15:22همه که اعلامی های اشک ممنون رو جمع کردم داداش
15:32به این اردم هم نمیشه چیزی گفتداش
15:34زود جفگیر بیشه
15:35زده رو دیار یخجا لینه رو
15:37اگر لیست قصه است
15:38چند بار گفتم اونو اینجا نمیخوام
15:41به هم نمیگی چه را استخدامش کردی
15:43ولی یه روزی حتما میگی منتظرم
15:45یعنی این راز بزرگ هر چی که هست
15:47بگذریم داداش
15:48گاتیشو نکنم بیخو
15:48آره
15:49ادا هنوز نیمده من
15:51بگذریم داداش
Be the first to comment
Add your comment

Recommended